بگذار بگویند خسیسم !
من دوستت دارم هایم را الکی خرج نمیکنم !
جز برای مهربانی خودت . . .
.
.
.
به انگشتانم که می نگرم به یادت می افتم ، چون عزیزانم انگشت شمارند . . .
.
.
.
نفست باران است ، دل من تشنه ی باریدن ابر ، دل بی چتر مرا میهمان کن . . .
.
.
.
تو تک ستاره منی منم اسیر بودنت / از ته دل داد میزنم؛ میمیرم از نبودنت
.
.
.
برچسب:
نویسنده: محمد