
بیراهه هم برای خودش راهیست
وقتی من را به تو برساند
و حوصله چه زود بی طاقت می شود
در ادامه ی راهی که به تو ختم نمی شود
.
.
.
سرد بودنم را بگذار به حساب گرم بودنت با دیگران . . .
.
.
.
دل آرام را بی تاب میکنی ، دل بی تاب را آرام
آخرش نگفتی:
تو ، دردی یا درمان ؟
.
.
.
اگر دو نفر لبه پرتگاهی باشند کدومشون رو نجات میدی !؟
اونی که خیلی دوستش داری ؟
یا اونی که خیلی دوست داره ؟
.
.
.
ز تلخی سکوتت من چه بگویم / همان بهتر که از غم ها نگویم
تو کاری کرده ای با بی وفایی / دگر از عشق خود با کَس نگویم . . .
.
.
.
دلم چندین سال است روزه ی عشق گرفته است ! اذان افطارش را تو بگو
.
.
.
تنهایی یعنی :
ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است ، اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است !
.
.
برچسب:
نویسنده: محمد